<b>هُو میکنند مرا که زمین خورده ام حسین

با من بگو که آبرویت برده ام حسین ؟؟؟؟

سوگند به موی مادرمان فاطمه - نشد

شرمنده ام که آب نیاورده ام حسین

از ضربه ی عمود نشستم زپا - ببین

مجروح تیغ گشتم و آزرده ام حسین

هرکس که داشت در دل خود بغض مادرت

با چکمه اش لگد زده بر گُرده ام حسین

لطفی کن و مرا به سوی خیمه ها مبر

خجلت زده ز غنچه ی پژمرده ام حسین

این مشک پاره پاره ی من میدهد گواه

این لحظه های آخری افسرده ام حسین

جان میدهم به پای تو اما به هلهله

هُو میکنند مرا که زمین خورده ام حسین </b>

1392/09/13 - 23:33 · گزارش

پسند کنندگان