@ssedmehdi از همه رزمنده ها خواهش میکنم این پست رو بازنشر کنند.
شاه عبدالعظیم کیست؟
مسئول مداحان سپاه تهران:
گفته میشه ناصرالدین شاه برای حرم حضرت عبدالعظیم حسنی(ع) بهتره بگیم حضرت سیدالکریم حسنی(ع) خدمت کرده، برای همین به ناصرالدین شاه، شاه عبدالعظیم گفته میشه.
تو گفته ی مردم، "شابدوالعظیم" عادت شده
اگر منظورمون شاه عبدالعظیم باشه، داریم ناصرالدین شاه رو خطاب میکنیم.
بهتره تو گفته هامون از میدون شهرری و یا حرم عبدالعظیم حسنی، حرم سیدالکریم حسنی استفاده کنیم.
امام هادی(ع): من زار عبدالعظیم حسنی بری کمن زار الحسین بکربلا - هر کسی حضرت عبدالعظیم را در ری زیارت کند، مانند آن است که امام حسین(ع) را در کربلا زیارت کرده باشد.

1392/01/30 - 11:41 در بسیجی · گزارش
پیوست عکس:
Hazrate Abdolazim (14).jpg
Hazrate Abdolazim (14).jpg · 750x498px, 86KB
نظرات
M_abedi

ممنون. من عاشق سیدالکریمم... هروقت دلم میگیره هیج جا آرومم نمی کنه جز حرمش...

1 سال و 8 ماه و 18 ساعت و 42 دقيقه قبل · گزارش
رضا (کبوتر بقیع)

افق فضل و شرف را قمري پيدا شد . . . . . . . . يا كه در طور ولايت شجري پيدا شد

باز از بحر ولايت گهري پيدا شد . . . . . . . . نخل سرسبز ولا را ثمري پيدا شد

درسماوات و زمين جشن عظيم است امشب . . . . . . . . عيد ميلاد كريم ابن كريم است امشب

در رياض علوي سرو روان اين پسر است . . . . . . . . نجل مولاي كريمان جهان اين پسر است

بهترين زاده ابناء جهان اين پسر است . . . . . . . . فخر دين ، قبله دل ، كعبة جان ، اين پسر است

اوست سروي كه بود دامن هستي چمنش . . . . . . . . صلوات همه بر حُسن حَسن در حَسنش

اوست ماهي كه بر ابناء زمان مي تابد . . . . . . . . نورش از ري به همه خلق جهان مي تابد

قامتش سرو و لبش كوثر و رويش ماه است . . . . . . . . زائر مرقد او زائر ثارالله است

1 سال و 8 ماه و 11 ساعت و 30 دقيقه قبل · گزارش
رضا (کبوتر بقیع)

فضیلت زیارت عبدالعظیم حسنى (ع)



در مورد فضیلت زیارت ، عبدالعظیم حسنى (علیه السلام ) دو حدیث وارد شده است که مختصراً به آنها اشاره می شود:



۱٫ از امام رضا (ع) نقل شده است که فرمودند: هر کس قبر او (عبدالعظیم حسنى) (ع) را زیارت کند، بهشت بر او واجب مى شود.[۳۴]



۲٫ مردى از شهر رى مى گوید: در سامرا به حضور امام هادى (ع) رسیدم، آن بزرگوار از من سؤال فرمود: کجا بودى؟ عرض کردم: من به زیارت حسین بن على (ع) رفته بودم و اکنون از کربلا می آیم، آن حضرت فرمود: توجه داشته باش، اگر قبر حضرت عبدالعظیم (ع) را که نزد شما است زیارت می نمودى، مثل این بود که حسین بن على (ع) زیارت کرده باشى![۳۵]



بنابراین، به دلیل بیان امام دهم (ع)، پاداش زیارت حضرت عبدالعظیم (ع)، با فضیلت زیارت سیدالشهداء (ع)، مساوى است.



در این صورت، ممکن است، به خاطر مقایسه زیارت آن بزرگوار با زیارت حضرت سیدالشهداء (ع)، این مطلب مطرح شود: زیارت حضرت عبدالعظیم که، اولا نسب او با چهار واسطه به امام مجتبى (ع) می رسد، و ثانیا مبارزه و فضیلت شهادتى نداشته است، با زیارت امام حسین (ع)، که اولا خود امام معصوم است و فرزند على و فاطمه (ع) است، و ثانیا در راه خدا آن همه مصیبت­ها و رنج­ها کشیده و به فیض بزرگ شهادت رسیده، چگونه ممکن است، با هم مساوى و هم سنگ باشند؟!



براى توضیح این موضوع، دو مطلب پراهمیت، مورد بررسی و دقت قرار مى گیرد:



الف. اعتبار سند حدیث: این حدیث از نظر سند و مدرک معتبر است و بسیارى از عالمان آگاه و حدیث شناس و مورخ و فقیه، آن را در کتاب­هاى متین و ارزشمند خود آورده اند. از باب نمونه، تعدادى از کتاب­ها و نویسندگان آن، مورد توجه قرار داده می شود:



۱٫ محمد بن قولویه قمى، در کتاب کامل الزیارات، ص ۳۲۴٫



۲٫ شیخ صدوق، در کتاب ثواب الاعمال، ص ۱۲۴٫



۳٫ حاج میرزا حسین نورى، در کتاب مستدرک الوسائل، ج ۳، ص ۶۱۴ و ۶۶۹٫



۴٫ حاج شیخ عباس قمى در کتاب سفینة البحار، ج ۲، ص ۱۲۱٫



۵٫ حاج شیخ عباس قمى در کتاب مفاتیح الجنان، ص ۶۵۶٫



۶٫ حاج شیخ عباس قمى در کتاب منتهى الامال، ج ۱، ص ۱۷۹٫



۷٫ محمد بن على اردبیلى در کتاب جامع الرواة، ج ۱، ص ۴۶۰٫



ب. دلالت و مفهوم حدیث: از لحاظ دلالت و مفهوم نیز، جهت تبیین معناى این حدیث، مناسب است که این جهات را مورد، دقت قرار گیرد:



۱٫ اطاعت و ولایت اهل بیت (ع): اگر چه نسب عبدالعظیم حسنى (ع)، با چهار واسطه به امام حسن مجتبى (ع) می رسد و به اصطلاح وى امام­زاده است، اما نباید فراموش کرد که، وى امام­زاده بزرگوارى است، که به خاطر خلوص و اطاعت، به مقامى می رسد که، امام هادى (ع) می فرماید: انت ولینا حقا.[۳۶]



روى این حساب، او ولى ولى الله مى گردد و در مورد دیگر، آن حضرت به خاطر مقام علمى و بیان حدیث و نشر فرهنگ تشیع، به عبدالعظیم حسنى (ع)، سلام می رساند و از شخصیت او تجلیل به عمل مى آورد.[۳۷]



۲٫ بیان عظمت و تقویت عقیده: جهت دیگرى را که در تبیین این حدیث می توان مورد توجه قرار داد، این است که، ممکن است، امام هادى (ع)، نسبت به آن مردی که از شهر رى به زیارت حسین بن على (ع) مشرف شده، نظر خاصى داشته و به اصطلاح حدیث ناظر به مورد خاصى صدور یافته باشد؛ یعنى ممکن بوده آن مرد مقام حضرت عبدالعظیم را مورد توجه قرار نمی داده و نسبت به آن بزرگوار بى اعتنا و یا کم توجه بوده است و امام هادى (ع) خواسته است از این راه، از مقام والاى سیدالکریم، تجلیل کرده و اعتقاد آن مرد را تقویت نموده باشد و بدین لحاظ چنین مطلبى را درباره زیارت وى، براى آن مرد، ابراز داشته است!



علامه عالی قدر، مرحوم شیخ عبدالحسین امینى، در پاورقى کتاب کامل الزیارات می نویسد: این حدیث به خصوصیت آن راوى و آن مرد زیارت کننده، توجه خاصى دارد و معلوم مى شود، که آن شخص، نسبت به مقام حضرت عبدالعظیم (ع)، بى اعتنا بوده و از خود نسبت به آن حضرت رغبتى نشان نمی داده و از مقام و شخصیت والاى آن بزرگوار، بى اطلاع بوده است[۳۸] و حضرت هادى (ع) هم خواسته است، بدین وسیله، عظمت عبدالعظیم را مورد تجلیل قرار داده و معرفت آن مرد را تقویت نموده باشد.



۳٫ شرائط خاص زمان و مکان: ممکن است شرائط خاص زمانى و مکانى، سبب گردیده باشد، که امام هادى (ع) فضیلت زیارت حضرت عبدالعظیم (ع) را مانند فضیلت زیارت سیدالشهداء (ع) محسوب داشته و این درک فضیلت را مخصوص آن زمان قرار داده باشد؛ زیرا متوکل عباسى و برخى دیگر از حکام جور، پس از تخریب بارگاه امام حسین (ع)، براى جلوگیرى از زیارت آن بزرگوار، مأموران دژخیم و جلادى را، به مراقبت و نگهبانى گماشته بودند، که به صغیر و کبیر رحم نمى کردند و جان افراد در خطر کشته شدن قرار می گرفت و حتى زائرین زیادى را، بی رحمانه به خاک و خون کشیده بودند.[۳۹]



پس، حضرت هادى (ع) خواسته است، با بیان عظمت و فضیلت زیارت عبدالعظیم حسنى

1 سال و 8 ماه و 11 ساعت و 25 دقيقه قبل · گزارش
رضا (کبوتر بقیع)

کرامات حضرت عبدالعظیم (ع)



مرحوم آیت الله حاج سید احمد زنجانى، از قول مرحوم حاج محمد تهرانى، «پدر مرحوم آیت الله حاج شیخ عباس تهرانى»، نقل مى کند، که مردى به نام هادى خان، که از دوستان او محسوب می شد و در اداره راه آهن بین تهران و شهر رى کار می کرد، سکته می کند و بدن او مانند یک قطعه گوشت بى حرکت، از کار می افتد و علاوه بر این، سراسر بدن او یکپارچه زخم و جوش می شود!. این وضعیت چند ماه طول می کشد، طوری که همه دوستان و بستگان از او ناامید می شوند و دیگر کسى حتى از دوستان هم به دیدار و احوال­پرسى او نمی رود!



تا این­که، بیمارى جسمى از یک طرف و ترک شدن از سوى دوستان از طرف دیگر، ناراحتى و عذاب روحى هادى خان را بیشتر مى کند، به همین جهت دل شکسته مى شود. در چنین وضعى که وى از همه جا و همه کس قطع امید مى کند، از بستگان خود درخواست مى کند، هر طور شده، بدن مجروح و نیمه جان او را به حرم حضرت عبدالعظیم (ع) ببرند، این عمل انجام مى شود. در شب دوشنبه اى او را به حرم آن حضرت می برند و شب را به نماز و عبادت و گریه و زارى و دعا و توسل می گذراند، در همان شب حضرت عبدالعظیم (ع) را در خواب می بیند، که آن حضرت بالاى سر او آمده و به او مى گوید، امشب برو و شب جمعه بیا!



به هر نحو، هادى خان را با زحمت از حرم برمی گردانند و همان­طور که دستور داده شده بود، شب جمعه او را به حرم می آورند.



شب جمعه نیز در حرم به گریه و زارى و توسل مشغول مى شود، تا این­که به خواب می رود، در عالم خواب حضرت عبدالعظیم (ع) را در حضور رسول اکرم (ص) مشاهده مى کند، که به بالین او آمده اند، حضرت عبدالعظیم (ع) از محضر رسول خدا (ص) تقاضا مى کند، که این مرد دردمند به ما متوسل شده است، آن­گاه رسول خدا (ص) می فرماید: اى مرد، از جاى خود حرکت کن، تو دیگر دردى ندارى!



در همین حال، هادى خان از خواب بیدار شده، خود را صحیح و سالم می بیند و به تهران مراجعت مى کند و سه شب، مجلس جشن و چراغانى ترتیب می دهد و بعد با پاى خود به اداره و محل کار خود برمى گردد!



همه کارگران و حتى تعدادى کارگر مسیحى، که وضعیت قبلى هادى خان را به چشم خود دیده بودند، او را صحیح و سالم مشاهده می کنند، و این بهبودى را نتیجه امدادی غیبى می شمارند. بعد از این مرحله وى به اداره کرمانشاه منتقل شده و مشغول کار مى شود. و بعد از چند سال از دنیا می رود، مرحوم آیت الله حاج عباس تهرانى، مى گوید: این خاطره را من به خوبى به یاد دارم.[۱۰]



[۱۰]. الکلام یجر الکلام ، ج ۲ ص ۲۱۳٫

1 سال و 8 ماه و 11 ساعت و 19 دقيقه قبل · گزارش
رضا (کبوتر بقیع)

ایمان عبدالعظیم حسنی (ع)



عرضه دین و اقرار عقائد حضرت عبدالعظیم (ع)، در محضر امام هادى (ع) از زبان خود آن بزرگوار، بیان می شود:



ایشان مى گوید: به محضر مولاى خود، على بن محمد هادى (ع) نائل شدم، همین که چشم آن بزرگوار به من افتاد، فرمود: مرحبا اى ابوالقاسم، خوش آمدى، واقعا تو از دوستان ما هستى. سپس عرض کردم: اى پسر پیامبر، خیلى علاقه دارم، عقائد دینى خود را خدمت شما بیان کنم، تا چنانچه عقائد و افکار من مورد پسند و قبول شما باشد، بر آن استوار و باقى بمانم و بتوانم این­گونه با خدا ملاقات کنم. امام (ع)، از این پیشنهاد استقبال نموده و فرمود: آراء و عقائد خود را بیان کن.



عرض کردم: من عقیده دارم خدا یکى است و مانند او چیزى وجود ندارد، او هیچ گونه نقص ندارد و نظیر و مشابهی برای او نیست، خداوند متعال، جسم، صورت، عرض و جوهر نیست، بلکه خداوند جسم­ها را جسمیت بخشید و صورت­ها را تصویر کرده، عرض­ها و جوهرها را آفریده است، او پروردگار همه چیز و مالک و پدید آورنده همه موجودات است.



همچنین من عقیده دارم، محمد (ص)، بنده و فرستاده خدا بوده و آخرین پیامبران است و پس از آن حضرت تا روز قیامت، پیامبر دیگرى نخواهد آمد و شریعت و دین وى هم آخرین شریعت است و بعد از آن، دیگر هیچ شریعت و مذهبى به وجود نخواهد آمد.



در باره امامت هم، من عقیده دارم، پس از پیامبر (ص)، امام و خلیفه و ولى امر، امیر المؤمنین على بن ابی­طالب (ع) است، پس از آن بزرگوار، حسن (ع)، سپس حسین (ع)، بعد على بن حسین (ع)، آن­گاه محمد بن على(ع)، سپس جعفر بن محمد (ع)، بعد موسى بن جعفر (ع)، آن­گاه على بن موسى (ع)، بعد از وى محمد بن على (ع) و پس از ایشان، شما، اى مولاى من، پیشوا و مقتداى واجب الاطاعة خواهى بود.



وقتى صحبت من به این­جا رسید، حضرت هادى (ع) اضافه کرد: بعد از من هم فرزندم حسن (ع)، امام است، اما مردم درباره امام بعد از او چه خواهند کرد؟ عرض کردم، مگر جریان امام بعد از فرزند تو چگونه خواهد بود؟



فرمود: امامت امام پس از فرزندم حسن (ع) به گونه ای است که، از نظرها غایب مى گردد، و شخصاً دیده نمى شود، و نام وى (نام اصلی ایشان) نباید بر زبان­ها جارى شود، تا این­که از پشت پرده غیب بیرون بیاید و قیام کند و زمین را از قسط و عدل لبریز نماید، همان طور که زمین از ظلم و ستم انباشته شده است. ایشان می گوید: عرض کردم: اقرار مى‏کنم و معتقدم دوست آنان دوست خدا و دشمن ایشان دشمن خدا و طاعت ایشان طاعت خدا و معصیت ایشان معصیت خدا است و معتقدم که معراج حقّ است و سؤال قبر حقّ است و جنّت و نار حقّ است و صراط و میزان حقّ است و قیامت مى‏آید و شکّى در آن نیست و خداى تعالى اصحاب قبور را مبعوث مى‏فرماید و معتقدم که فرایض واجبه بعد از ولایت نماز و زکاة و روزه و حجّ و جهاد و امر به معروف و نهى از منکر است.



هنگامی که صحبت من بدین جا رسید، امام هادى (ع) فرمود: اى ابوالقاسم، به خدا سوگند، اعتقاداتى که عرضه داشتى، مبانى واقعى دین الهى است که، خداوند براى بندگان خود برگزیده و از آن خشنود مى شود؛ بنابراین، بر این عقائد استوار و ثابت قدم باش؛ زیرا خداوند در این راه تو را در زندگى دنیا و آخرت، پایدار و جاویدان مى گرداند.[۹]



[۹]. مجلسی، محمد باقر، بحار، ج ۳۶،ص ۴۱۲؛ شیخ صدوق، امالى، مجلس ۵۴؛ شیخ صدوق، کمال الدین، ج ۲ص ۵۱؛ منتهى الامال ، ج ۲،ص ۲۶۳، شیخ صدوق، توحید، ص ۸۲؛ شیخ صدوق، کمال الدین، ترجمه پهلوان، منصور، ج ۲، ص ۷۵، دار الحدیث.‏

1 سال و 8 ماه و 11 ساعت و 18 دقيقه قبل · گزارش

پسند کنندگان

بازنشر شده