مردک پست که عمری نمک حیدر خورد/ نعره زد برسر مادر به غرورم برخورد/ ایستادم به نوک پنجه ی پا اما حیف/دستش از روی سرم رد شدو بر . . . خورد!/ هرچه کردم سپر درد و بلایش گردم/ نشد ای وای که سیلی به رخش آخر خورد/آه زینب تو ندیدی! به خدا من دیدم/ مادرم خورد به دیوار ولی باسر خورد/ سیلی محکم اوچشم مرا تار نمود/مادر از من دوسه تاسیلی محکمتر خورد/ حسن ازغصه سرش رابه زمین زد،غش کرد/ باز زینب غم یک مرثیه ی دیگرخورد/ قصه ی کوچه عجیب است مهاجر اما/ وای ازآن لحظه که زهرا لگدی از در خورد. . . . . . . .
1392/01/04 - 23:03 در مجمع طلاب و روحانیون توسط Mobile

 

دوستانی که به ما لینک داده اند
http://lhvnews.com/files/en/logo/10_226.jpg http://sangariha.com/i/attachments/1/1361781951934385_large.jpg جامعه مجازی تدبر در قرآن کریم وبـگاه جـوان انقــلابی
سبوی عشق-دخترڪوچـ ـ ـ ـ ـہ پشتے-الله-هیئت بسیجیان پایگاه شهید سیادت-راه بهشت-طریق عشق-fa3le-یک کلمه از زندگی-نیم پلاک-گردان صفر و یک- پایگاه بسیج خواهران ایثار ملارد
قدرت گرفته توسط شیرترانیکس فارسی