امام زین العابدین (ع) بیست سال بر پدر بزرگوارش گریست ، هیچ غذایی جلوش نمی گذاشتند جز این که گریه می کرد ، یکی از غلامان گفت : یاابن رسول الله اندوه شما به آخر نرسیده؟ فرمود: یعقوب پیغمبر دوازده پسر داشت ، یکی را خدا از جلو چشمش برد ، از بس گریست چشمانش نابینا و موی سرش سفید و کمرش خم شد با این که پسرش زنده بود ، من به چشم خود دیدم که پدر و برادر و عمویم با هفده تن دیگر از بستگانم کشته روی خاک افتاده اند ، با این وصف چگونه غصه ام پایان پذیرد؟

1391/09/07 - 02:44 · گزارش
نظرات
دودمان هستم

فرزند رسول خدا

ببخش اگه در عهد سستی کردم

شهادت بدید نزد خدا بر درد این دنیایم

6 سال و 5 ماه و 23 روز و 3 ساعت قبل · گزارش

پسند کنندگان