وسيله
مدت زمان عضویت: 5 سال و 9 ماه و 30 روز و 9 ساعت و 19 دقيقه قبل

با وضو وارد شويد . اينجا خيمه گاه پاك ي... [درباره]

تماس ها

موارد دیگر
vasileh

دوستان

همه »

کد QR شخصی


وسيله وسيله

گرگ‏ها گرد درخت زیتون می‏رقصند.
وحشت به عیادتم آمده،
آتش روشن کنید!
هم‏باورانم!
تبرهاتان کو؟
بت‏ها را بنگرید که بر گرد قدس طواف می‏کنند!
حج باطل نام‏ها را بنگرید و برگشتن لقب‏ها را از مکّه.
کجا فراموش کردید عهدهای دیر بسته‏تان با محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله را؟
مادران اشک، فرزندان زخم، بزرگ کرده‏اند.
شاخه‏های زیتون
، میوه سنگ می‏دهند.
اینجا کسی به حج نمی‏رود،
حاجیان بیت‏المقدس،
گرد تفنگ طواف می‏کنند و با نارنجک احرام می‏بندند و نعلین برنگشتن می‏پوشند. کودکان، زخم دل به موسیقی سنگ خوش کرده‏اند و لالایی بولدوزرها را می‏خوانند. چقدر کودک خفته؟
چقدر لاله؟!
اینجا قاصدک‏ها شهید شده‏اند و کسی خبر نمی‏آورد.
سال‏هاست مژدگانی نه داده می‏شود و نه گرفته می‏شود.
هم‏باورانم!
بر گیسوان سپیدم نوزید،
بر باغچه زخمم نبارید،
دو کشته آن سوتر،
کودکی است که هنوز اولین کفش مدرسه‏اش را پاره نکرده؛
او را دریابید!
همه خیابان‏هاتان را قدس بنامید و بنویسید:
«قدس، قبله اشک‏هاست و مسجد مادران بی‏فرزند».

65041902212903893427.jpg

2

این مطلب را پسند کرده اند.

وسيله وسيله

ای فلسطینی!
کبوتران سپید را ببین؛
به مبارک باد این همه ایثار آمده‏اند. چشم‏هایم را که می‏بندم،
مرزها را درنوردیده‏ام و کنار تواَم؛ هم‏رزم و هم‏سنگر تو.
فریادمان یکی است و خواسته‏مان نیز.
ما از ازل،
هم‏پیمان بوده‏ایم که جشن پیروزی بر شیطان را با هم برگزار کنیم.
فریاد اتحادم،
گوش و دل استکبار را لرزانده است.
از همین راه دور،
عجز و ناتوانی‏اش را به نظاره نشسته‏ام.
او خوب می‏داند که این پرچم سرخ،
همیشه پا برجاست و روزی زیتون،
طعم واقعی‏اش را خواهد یافت.

17472615822165433994.gif

1

این مطلب را پسند کرده اند.

وسيله وسيله

يه مسجد ، وسط دوتا مثلث اسيره

يه كودك ، زير چكمه سياهي مي ميره

يه ضجه توي آسمان شهر پر مي گيره

يه مادر ، دوباره ناله رو از سر مي گيره



گلوله سينه برادرم را ميدره

شهادت كفن گلي ميشه كه پرپره

قلب اون توي خاك افتاده اما ميزنه

كسي كه تن پاكش روي دستاي منه



برخيز اي برادر وقت شهادت منه

وقت گذشتن ازخود ، وقت نجات ميهنه

سلاح من سنگ منه ، ميشكنه شيشه شبو

فرياد من مثل تبر مي كنه ريشه شبو

برخيز اي مسلمان ، بايد كه مثل طوفان

سنگي شب را بشكنيم ، تيرگي رو پس بزنيم

شتاب كن برادر
شتاب كن برادر
شتاب كن برادر
شتاب كن برادر
شتاب كن برادر
شتاب كن برادر
شتاب كن برادر

61544636739157075419.gif

1

این مطلب را پسند کرده اند.

وسيله وسيله

برخیز دیر یاسین،
تَلِّ ز عتر، نوار غزه!
دیوارهای حائل،
ترک برداشته،
پوشال‏های پادشاهی،
فرو ریخته،
شیشه‏های جادو و جنبل شکسته شده‏اند.
برخیز بیت المقدس؛
که «دست خدا با جماعت است».
حیله‏های خناسان،
تمامی ندارد و دست‏های خدانشناسان،
سد شده است در مسیر رفاه و آسایش گل‏سنگ‏های مقاومت.
چشم‏های زیتون سرخ شده‏اند؛
از بس دیده به دروازه‏های امید دوخته است.
شر ملخ‏های درنده،
تا کی برسد به این گندم‏زارها و سایه جغدهای شوم،
تا کی بیفتد بر سر پنجره‏های رو به دریا؟
تاک‏ها،
به خویش آمده‏اند،
نخل‏ها به خروش؛
خون‏های مسموم اجنبی،
تا کی در شریان‏های خاک بگردد؟
سنگ‏ها آتش گرفته‏اند؛
درنگ تا کی؟

74434869350583495475.jpg

1

این مطلب را پسند کرده اند.

وسيله وسيله

آخرین جمعه ماه رمضان،
روز پاسخ به انتظارهاست.
همسایه مظلومیت،
در هاله‏ای از بی‏سر و سامانی،
به اعتراض یاران خود در این روز،
دل بسته است.
روز قدس،
روز تذکر قدرت اسلام به تمام مدعیان سلطه‏جوی جهان است.
فلسطین،
دفتر ایام سال را به امید رسیدن به این جمعه شکوفا، ورق زده است.

37255727166035051558.png

2

این مطلب را پسند کرده اند.

وسيله وسيله

مرا از پیش خود آقا مکن دک / که کردم نام زیبایت به دل حک/دعا کن تا بقیع را هم بسازیم / حسین(ع) جانم ضریح نو مبارک
خلیل وار ببینید عید قربان را
به رونمایی شش گوشه می‌دهم جان را
چگونه است که دل کربلایی است امروز
فرا گرفته چرا عطر سیب ایران را
خدا کند خبری این چنین بیاید که
بنا شده است بسازیم قبر پنهان را
برای حضرت زهرا ضریح می‌سازیم
و دست فرشچیان طرح می‌زند آنرا

9a18e2e90dae3dbbf7b63beb562098c4_XL.jpg

6

این مطلب را پسند کرده اند.
این مطلب را بازنشر کرده اند.

وسيله وسيله

درجات سربازان جنگ نرم

16195_899.jpg

4

این مطلب را پسند کرده اند.

وسيله وسيله

دست نوشته ی شهید چمران

Chamranhandwrighting.jpg

3

این مطلب را پسند کرده اند.
این مطلب را بازنشر کرده اند.

وسيله وسيله

مادر گفت : نرو، بمان ! دلم میخواهد پسرم عصای دستم باشد . . . پسر گفت : هر چه تو بگویی اما فقط یك سوال ! میخواهی پسرت عصای این دنیایت باشد یا آن دنیا ؟ .... مادرش چیزی نگفت و با اشك بدرقه اش كرد . .

DSC00429111111.jpg

4

این مطلب را پسند کرده اند.
این مطلب را بازنشر کرده اند.

وسيله وسيله

اينجا ايران هسته ايست . اینجاست كه پایمردی را معنا كردند و خواهند كرد ؛ اینجا ایران است. سرزمین دلیرمردانی که عطش شهادت گاه بی گاه لبهایشان را خشک میکرد قمقمه ها خالی بود اما خدایشان همراه بود با یک یا حسین از آب سیر میشدند اینجا هویزه داریم شلمچه داریم و یک معبر و هزاران شهید اینجا چمران ها داریم , دهلاویه ها داریم اینجا خاکریزها با خون معطر شده اند وصیتنامه ها هنوز بوی تازگی میدهند . بسيارند كسانيكه آماده شهادتند . نخواهيد ديد كه ما از جنگ نرم و جنگ سخت و رودر رو ترسيده باشيم . بترسيد كه ايران زمين با اينها هراس هم دارد .

si92Vj.jpg

5

این مطلب را پسند کرده اند.
این مطلب را بازنشر کرده اند.

وسيله وسيله

سالهای نه چندان دور همین نزدیکی ها،مردانی در همسایگی ما زندگی می کردند،که زندگی برای شان جدی ترین بازیچه بود.زندگی کردند، چون هیچ وقت اسیر وذلیل زندگی نشدند.زندگی می کردند،چون معنای زندگی را فهمیدند. آنها آمدند تا زندگی کردن را به ما یاد دهند وما یاد نگرفتیم. چشم دوختند در چشم ما وبا سکوت شان فریاد زدند،که جور دیگر هم می شود زندگی کرد.آنها رفتند وما ماندیم.رفتن آنها به رفتن یک ستاره ی دنباله دار می ماندو ماندن ما به ماندن آب در مرداب روزمرگی ها،انگار که آن ها مانده اند و ما می رویم. امروز سربرداشته ایم و چشم دوخته ایم به دنباله ی آن ستاره، تامسیرش را گم نکنیم. شاید روزی کسی از ما خواست به آنها بپیوندیم......

013.jpg

2

این مطلب را پسند کرده اند.

وسيله وسيله

دید در معرض تهدید دل ودینش را / رفت با مرگ خود احیا کند آیینش را / رفت وحتی کسی از جبهه نیاورد به شهر / چفیه و قمقمه و پلاک و پوتینش را...

boxpapa.jpg

2

این مطلب را پسند کرده اند.

وسيله وسيله

یه روز ۲ نفر داشتن توی دانشگاه با هم صحبت میکردن اولی به دومی گفت تو پدرت چیکارست؟ گفت پدر من مهندس هست و کارش ساخت و سازه تو پدرت چیکارست؟ اولی ساکت شد و با غرور و کمی غم گفت پدر من شهید شده دومی لبخندی زد و گفت پس تو با سهمیه اومدی دانشگاه ؟!!! اولی دلش شکست و بدنش سرد شد و با بغضی عجیب گفت: سهمیه ماله خودتون بابامو بهم پس بدین !!!!!!!!!!!!!!

2381_orig.jpg

7

این مطلب را پسند کرده اند.
این مطلب را بازنشر کرده اند.

وسيله وسيله

دو تا بچه يك غولي را همراه خودشان آورده بودند و هاي هاي مي‌خنديدند. گفتم «اين كيه؟»گفتند: «عراقي» گفتم: «چطوري اسيرش كرديد.» مي‌خنديدند. گفتند: «از شب عمليات پنهان شده بوده. تشنگي فشار آورده و با لباس بسيجي‌هاي خودمان آمده ايستگاه صلواتي شربت گرفته بعد پول عراقی داده بود. اين‌طوري لو رفت.» هنوز مي‌خنديدند.

197186213241803063113658452004388207222.jpg

2

این مطلب را پسند کرده اند.

وسيله وسيله

دل روایت می کند از خاطره / نی شکایت می کند از خاطره / خاطرات مردمانی بی قرار / بی قراران غریب کوی یار / راد مردان شجاع دلبری یا که بهتر پای تا سر حیدری / زاهدان شب دلیران نبرد / راست می گویم علی گویان مرد / آن حسینی مسلکان جان داده اند / جان به را ه دین و ایمان داده اند / حال ما ماندیم و راهی سخت تر/ یک جهاد اکبر و جنگی دگر

11069.jpg

2

این مطلب را پسند کرده اند.