ناصر
مدت زمان عضویت: 9 ماه و 7 روز و 1 ساعت قبل



ناصر ناصر

!

تا که این مرتبه کابینه فراهم بشود
باید از سن وزیران سه دهه کم بشود

دولت پیر گرفتار مریضی است مدام
باید اندیشه ی جوشانده و شلغم بشود

چند زن داخل کابینه اگر آوردی
شاخص سن وزیران تو مبهم بشود

دو برابر به زنان پست بده بلکه فقط
چند تا خاله زنک از سرتان کم بشود

كاش يك ذره ژن لاكچري از دولتتان
وارد ورژن دلواپس ما هم بشود

فکر کابینه ی نو کن که کمی دیر شده
نکند جشن شما مجلس ماتم بشود

میکروفن، فحش، لگد، مشت نداریم این بار
و نباید که ز نقّادی ما رم بشود

تا وزیران، دگر انقدر به مردم نپرند
باید انگار گل گاوزبان دم بشود

پرشده پوشک برجام کمی دقت کن
عن قریب است قبای تو از آن نم بشود

نذر كردي به گمانم كه فقط سعي كني
لذت و شادي مردم همه اش غم بشود

ابتکاری بکن اینبار ، به اهواز برس
نکند باز صدایت سر ما بم بشود

سیل اشک تو به اهواز الهی نرسد
خاک کم بود همین مانده که گِل هم بشود

باز با دولت تدبیر و امیدت برگرد،
خاک عالم به سر مردم عالم بشود

چقدر دولتتان نقد پذیر است جناب
هرکسی نقد کند اهل جهنم بشود!!!

هر كه سهمي زشما خواست خلاصش بكنيد
تا كه شرش زسر جمع شما

4

این مطلب را پسند کرده اند.

ناصر ناصر

یکدستی جالب رسایی به دانشجویان منتقد
حتما ببینید


مِهر هشتم مِهر هشتم

بسم الله الرحمن الرحيم


علی عشق یل ام البنین است

ولی الله، امام المتقین است

پیام صاحب قرآن همین است

فقط حیدر امیر المومنین است




5

این مطلب را پسند کرده اند.
این مطلب را بازنشر کرده اند.

ناصر ناصر

انتقاد حسن عباسی از رهبر انقلاب
از رهبر

انتقاد عباسی از رهبر.mp3 · 1.4MB

ناصر ناصر

خداوندی که آمال افریده
زنان را خوب و خوشحال آفریده

یکی را کوته و پهن و تنومند
یکی را لاغر و tall افریده

برای قامت رعنای ایشان
بلوز و دامن و شال آفریده

یکی را مثل ماری خوش خط و خال
یکی را ببر بنگال آفریده

یکی را ساکت و آرام و بی حال
یکی را اهل جنجال آفریده

یکی را مثل بنده غالباً یُبس
یکی را نیز... بعلهweat_smile::runner:

یکی را دختر دکتر، مهندس
یکی را بچه بقال آفریده

هدا را عاشق شعر و ترانه
ندا را عشق فوتبال آفریده

بعکس جمله آقایان، زنان را
پر از قیل و پر از قال آفریده

به آنها داده مردانی پر از مهر
خدایی هم خوش اقبال آفریده

برای دیدن زنهای همسر
بسی جن‌گیر و رمال آفریده

تمام ذهن انها را اسیرِ
فلان رنگ و مد سال آفریده

پر از شور و انرژی توی بازار
ولی در خانه بی حال آفریده

یکی را گرم مانند تنور و
یکی را مثل یخچال آفریده

به ندرت گاه گاهی هم رسیده
ولیکن بیشتر کال آفریده

به زیر این کرمهای برنزه
خدا کمپانی خال آفریده

برای دلبری در وقت خنده
به روی گونه اش چال آفریده

شبیه کوسه: فرناز و فریبا
و مانند قزل آلا: فریده!!!

برای تخم چشم شوهران نیز
سلاحی مثل چنگال آفریده

3

این مطلب را پسند کرده اند.

ناصر ناصر

برسد به روح دانشمند پارسا
پدر علم موشکی ایران

سردار_شهید_حسن_طهرانی_مقدم

.
رحمت حق به روحت ای سردار
زحَماتت نتیجه داد آخر
رفتی و ... تیغ ذوالفقارت رفت
زیر حلقوم دشمن کافر

بچه شیران پاسدار وطن
روز و شب پای کار آماده
سیلیِ انتقام را فورا
زده اند بعد حرف فرمانده

نه اسیر دو جرعه ی آبیم
نه فقیر دو لقمه ی نانیم
متحد بر علیه تحریمیم
مردم سربلند ایرانیم

سرفرازان کربلای پنج
ما دلیران جنگ دیروزیم
سرمان هم اگر ز تن برود
به ابوالفضل قسم که پیروزیم

این پیام از حوالی پاوه
برود تا بلندی جولان
غلطی گر کنید خواهد شد
خانه ی عنکبوتتان ویران

آتش این ترقه بازی ها
میدهد دودمانتان را دود
درس عبرت برایتان بشود
حاکمان خبیث آل سعود

ای ولیعهد خام و کله خراب
خاک ایران زمین بازی نیست
شیطنت گر کنید دفعه ی بعد
روی نقشه دگر حجازی نیست

نطفه ی فتنه با شما ؛ اما
قطع نسل حرامیان با ما
رقص شمشیر با شما ؛ عشق است
رقص موشک در آسمان با ما

ید الله شهریاری

موشک.jpg

5

این مطلب را پسند کرده اند.

ناصر ناصر

یک هدیه معنوی برای شما عزیزان در این شبهای عزیز
التماس دعا :
[لینک]

1

این مطلب را پسند کرده اند.
این مطلب را بازنشر کرده اند.

ناصر ناصر

تقدیم به دولت بنفش:

فزون ز هرچه کلید است قفل ها آورد
نکرد رو به خدا، رو به کدخدا آورد

عجیب نیست گدا معتبر شود، خواجه
ببین فلک چقدر معتبر گدا آورد


خوشا به حال تو، عمامه بر سرت داری
که چرخ هرچه کله داشت، سوی ما آورد

نداشت دولت تان آب بهر ما، اما
برای نان شماها کباب ها آورد

گناه وعده ی صد روزه ی دروغ تو بود
گر آسمان سر ما بارش بلا آورد

امید داد که رونق بیارد اما برد
و گفت که ببرد فقر و از قضا آورد

غرض رعایت احوال کارگرها بود
که دسته بیل و مربا و سنگ پا آورد

به دکتراش همان موقعی شدم مشکوک
که درس خفت و خواری ز کربلا آورد

حقوق خوانده و علمش گذشته از انجم
عجیب نیست نجومی حقوق را آورد

چه بود قصه ی کرسنت راستی استاد
که ذکر آن به میان هاشمی طبا آورد؟

ز بس که حرف زد از برد-برد، روشن نیست
چه کس چه چیز کجا خورد، برد یا آورد

دلار و هسته ای و ماهواره، یک یک برد
فساد و فقر و تباهی سه تا سه تا آورد

به وعده‌هات زدی پشت پا، ببین اکنون
فلک به بدرقه‌ات آش پشت پا آورد

اگر مرید رقیبت شدم مرنج ای شیخ
"چرا که وعده تو کردی و او بجا آورد"

قلم به نقد زدم، ناگ

3

این مطلب را پسند کرده اند.

ناصر ناصر

ما جوانیم و یار می خواهیم
همسری گلعِذار می خواهیم

دوست داریم مزدوَج بشویم
همدمی در کنار می خواهیم

هر کجا می رویم، می گویند
شوهری "نان در آر" می خواهیم

تا به ما کم جواب رد بدهند
خب کمی اعتبار می خواهیم

اشتغالی که یک در آمدکی
بشود بر قرار می خواهیم

مخلصِ خانواده ایم اما
خودمان، خانوار می خواهیم

درس خواندیم و مدرکی داریم
اهل کاریم و کار می خواهیم

جیب ما چون درختِ بی برگ است
جیب با برگ و بار می خواهیم

فَلِذا از ریاستِ جمهور
کوششی بی شمار می خواهیم

بعد از این وعده ها، جنابش را
بر عمل، استوار می خواهیم

کار هایی که غول بیکاری
بشود تار و مار می خواهیم

همتی مقطعی و جزئی نه
بلکه دنباله دار می خواهیم

بیش از این ها، عمل به گفتار و
جمله های قصار می خواهیم

ما جوانان، امید ایرانیم
پر تلاشیم و کار می خواهیم

1

این مطلب را پسند کرده اند.

ناصر ناصر

گاو حسن زائیده


کودکانه اي براي بزرگان ایران زمین :
= = = = = = = = =

اتل متل تو توله
گاو حسن چه جوره

نه شير داره نه دندون
شيرشو دادن فريدون

با رانت و ارز کافی
داداش زده صرافی

حسن لای منگنه
از کارای زنگنه

بنده خدا اسیره
اسیره بی مسیره

میگه اینو نگفتم
میگه اونو نگفتم

آخوندی نصفه نیمه
دلش خوش به بیمه

ثروت نعمت زاده
به آسمون سر زده

مرغ حسن قد شده
بزن بزن مد شده

تا دهن كارگرا
كشيده اين ماجرا

گاو حسن زائيده
" بيكاري " ور پريده

اسحاقشم كه خوابه
مدام تو رختخوابه

درگیر و داره گافه
پرت و پلا می بافه

بعد چهل و چند ماه
پیدا شده چند تا راه

یکی برا " بیکاری "
یکی برا " بیماری "

خلیج مکران یکی

2

این مطلب را پسند کرده اند.
این مطلب را بازنشر کرده اند.

ناصر ناصر

بیت آخر این شعر عجیب در حال دولت مردان امروز صدق می کند مگه نه؟

شعر.jpg

1

این مطلب را پسند کرده اند.

ناصر ناصر

انتخابات دگر بار دگر در راه است
خلق را وعده ی پوچ سر خرمن بدهید

پسران عذبی را ڪه مجرد هستند
همه را یڪ شبه با سازودُهُل زن بدهید

به مدیران ادارات ڪلیدی ، اسفند
غیر پاداش ڪلان یک دوسه تا وَن بدهید

وَ به افرادِ موثر سندِ باغ و زمین
در محل ِ خفنی از طرف من بدهید

به زنان تا ڪه بیایند و به ما رای دهند
قول آزادی ِ ڪوتاهی ِ دامن بدهید

گرگ را وعده ی میش و به خران وعده ی ڪاه
جوجه ها را الڪی وعده ی ارزن بدهید

گر چه موجودی ِ صندوق تمام است ولی
به رعیت ڪوپن ِ شڪر و روغن بدهید

خانه در مملڪت ارزان شد و باید پس از این
به جهان وعده ی ارزانی ِ مسڪن بدهید

الڪی توی ِ سخنرانی تان در سیما
وعده ی ڪنترل قیمتِ آهن بدهید

یا به اموات علی رغم گرانی ِ قبور
قول ِ ڪمتر شدن ِ قیمتِ مدفن بدهید

تا ڪه تاثیر ڪند صحبتتان بین ِ عوام
وعده ها را همه با واژه ی شرعا" بدهید

الغرض ڪار ندارم ڪه چطـوری ، لیڪن
تا زمان ِ همه پرسی ،همگی وعده خر من بدهید!

3

این مطلب را پسند کرده اند.

ناصر ناصر

راه راه: بعد از ظهور تمدن تدبیر روحانی، علم‌الهدی و دلواپسان وابسته سعی وافری کرده‌اند تا جلوی تجلی انوار تمدن روحانیِ روحانی را بگیرند. اما بر هیچ کسی پوشیده نیست، دوره‌ی تمدن تدبیر روحانی، هر آئینه یکی از حلقه‌های تمدن نوع بشر است. اندیشه‌ها و افکار وزرای دانشمند این دوره از تئوری میکروفون بگیر، تا تئوری سایه‌ی جنگ و بیشعور و ایرباس و… در تمام ممالک، روشنایی بخش و نیرو دهنده‌ی دولت‌ها و مردم بود و این را همه می‌دانند.
شرح حال روحانی و منطق‌الخیر:
روح‌الدین ابوریحان روح ابن برجام؛ شیخ حسن روحانی سمنانی، شاعر و عارف و سیاست‌مدار و پزشک نامدار زمان خودش بود. که روزانه دهان هشتاد میلیون نفر را با استفاده از روح برجام معالجه می‌کرد. وی تا سن پنجاه شصت سالگی فقط به شاعری و عارفی اشتغال داشت اما این که چه شد که وی به سیاست آغشته شد؟ باید گفت که آغشتگی وی به سیاست به سبب یک انقلاب فکری در بالای برج میلاد بود. هاشمی در خاطرات خود آورده است: ناگاه درویشی که می گفت به من بی‌نوا مدد کنید، تقاضای پانصدتومان از وی کرد، حسن به وی توجهی ننمود و وقعی ننهاد. ناگاه درویش به وی گفت: تو چسان خواهی مُرد؟


ناصر ناصر

ای که هستی عاقل و پرکار ، روحانی برو
کار کردی، خسته‌ای بسیار، روحانی برو

چار سالِ قبل گفتم من ز جهل خود "بیا"
می‌کنم من خواهش و اصرار: "روحانی برو"

طرح صدروزه برای فقر، بیکاری، رکود...
هرچه را گفتی بکن انکار... روحانی برو

هر چه تولیدی درون کشور ما بود، شد
با دوتا دست تو تار و مار، روحانی برو

گر زبانم لال، گردی انتخاب از بخت بد
می روم با کله توو دیوار، روحانی برو

ذکر گفتن باعث دفع بلایا می شود
ذکر روز جمعه مان صد بار: روحانی برو !

نور برجامت خدایی چشم ما را کور کرد
عینکی بر چشم ما بگذار ، روحانی برو

شام مِلیونی تو برق از دو چشمم برده است
چون شدی از شام خود پروار، روحانی برو

گر نیایی روزه داران را کنم سیر از غذا
می دهم هر روز من افطار، روحانی برو

کودکی عاصی شده از قیمت نوشابه اش
می کند هی با خودش تکرار: روحانی برو

بس که در دوران تو داور زمین افتاده است
می دهد فیفا به ما اخطار، روحانی برو

هر چه می خواهی بگو سیمرغ یا جام طلا؟
می دهم اصلا به تو اسکار روحانی برو

با تفاهم نامه ی برجام، گشته روسفید
دولت مفلوکه ی قاجار، روحانی برو

آمدی یک بار دیگر با شعار و وعده ها
جان من


ناصر ناصر

حاج با قطعه شعری زیبا در محضر امام خامنه ای، از فرزندش که همنشین فتنگران بود اعلام برائت کرد:
.
منم که در دل طوفان به نوح می نازم
شبیه نوح به اولاد دل نمی بازم
.
اشاره کن به من ای نوح آسمانی من
ببین چه‌ها کند این شور جانفشانی من
.
ببین چگونه دهم سر، پسر که چیزی نیست
به راه دوست تمام جهان پشیزی نیست
.
محبتی نتواند مرا اسیر کند
مرا فقط غم تو ای امیر پیر کند

پسران نوح.jpg

2

این مطلب را پسند کرده اند.