خدیجه
مدت زمان عضویت: 5 سال و 10 ماه و 2 روز و 18 ساعت و 29 دقيقه قبل



تماس ها

موارد دیگر
khadije

دوستان

همه »

کد QR شخصی


خدیجه خدیجه

گفته بودند: از پس هر گریه، آخر خنده ایست

این سخن بیهوده نیست...
زندگی مجموعه ای از اشک و لبخند است
خنده ی شیرینِ فروردین

بازتابِ گریه ی پربارِ اسفند است...

3

این مطلب را پسند کرده اند.

خدیجه خدیجه

سند معتبر از مفضل بن عمر نقل شده است که میگوید روزى به خدمت حضرت صادق(ع) رفتم

و انگشتر فیروزه در دست داشتم. فرمود : اى مفضل, فیروزه محل سیر دیدگان مردان و زنان مؤمن است و دور

گرداننده دردهه از دیده هاى ایشان است، و من دوست مى دارم براى هر مؤمن که پنج انگشتر در دست داشته

باشد :

یاقوت، و آن فاخرترین همه است و عقیق، و آن خالص تر است براى خدا و براى ما اهل بیت و فیروزه، که

آن چشم را قوت و سینه را گشایش مى دهد و قوت دل را زیاد مى کند، و چون پى کارى رود و آن را در دست کند

پس چون برگردد حاجتش برآورده شده باشد و حدید صینی، و آن را دوست نمى دارم که همیشه در دست داشته

باشد، ولی بد نمى دانم در دست کردن آن را در وقتى که به دیدن کسى رود که از او ترسد براى آنکه شر او ساکن

مى شود، و حدید صینى شیاطین را دور مى کند، و به این سبب دوست مى دارم که داشته باشم.

پنجم آن درّى است که در نجف اشرف خدا ظاهر مى سازد. به درستى که هر کس آن را دست کند، به هر نظر

کردنى به آن خداوند عالمیان زیارتى یا حجى یا عمره ای در نامه عمل او بنویسد که ثوابش ثواب پیغمبران و صالحان

باشد، و اگر خدا رحم نمى کرد بر شیعیان ما

7

این مطلب را پسند کرده اند.

خدیجه خدیجه

اینجــا صـدای پـا زیــاد می شنــوم…!



امــا هیچکــدام تــو نیستــی …!

دلــــــم ؛


خـوش کرده خــودش را بــه ایـن فکــر ؛


که شایــد ؛



پا برهنه بیایی . . .

4ف2.jpg

9

این مطلب را پسند کرده اند.

خدیجه خدیجه

آیت الله بهجت :

ما به دنیا آمده ایم که

با زندگی کردن

قیمت پیدا کنیم

نه اینکه به هر قیمتی

زندگی کنیم.

10

این مطلب را پسند کرده اند.

خدیجه خدیجه

چرا همش اسرار داریم به شیطانی سجده کحنیم که آدم حسابمان نکرد...

4

این مطلب را پسند کرده اند.

خدیجه خدیجه

آنچه که هستی...
هدیه خداوند به توست
و آنچه که می شوی...
هدیه تو به خداوند است...
پس بی نظیر باش....

5

این مطلب را پسند کرده اند.

خدیجه خدیجه

خداوندا

تو میدانی که من دلواپس فردای خود هستم

مبادا گم کنم راه قشنگ آرزوها را

مبادا گم کنم اهداف زیبا را

مبادا جا بمانم از قصار موهبت هایت

خداوندا مرا مگذار تنها لحظه ای حتی ...

6

این مطلب را پسند کرده اند.

خدیجه خدیجه

کاش وســواس بگیــرم

شـــب و روزم

همه این باشد و باشد

که مبــادا

ز مــن و کــردهٔ مـــن

دلـــبرِ مــن

غصـــه بگیــرد!

و زبانـــم لال برای گنهـم اشـــک بریــزد!!
یا صاحب الزمان (عج) مرا ببخش...

4

این مطلب را پسند کرده اند.

خدیجه خدیجه

جوان خیلی آرام و متین به مرد نزدیک شد و با لحنی موأدبانه گفت :

ببخشید آقا! من می تونم یه کم به خانوم شما نگاه کنم و لذت ببرم؟

مرد که اصلا توقع چنین حرفی را نداشت و حسابی جا خورده بود، مثل آتشفشان از جا در رفت و میان بازار و جمعیت، یقه جوان را گرفت و عصبانی، طوری که رگ گردنش بیرون زده بود، او را به دیوار کوفت و فریاد زد

مردیکه عوضی، مگه خودت ناموس نداری. ... می‌خوری تو و هفت جد آبادت ... خجالت نمی کشی؟ ...

جوان امّا، خیلی آرام، بدون اینکه از رفتار و فحش های مرد عصبی شود و عکس العملی نشان دهد، همانطور موأدبانه و متین ادامه داد

خیلی عذر می خوام فکر نمی کردم این همه عصبی و غیرتی شین، دیدم همه بازار دارن بدون اجازه نگاه میکنن و لذت می برن، من گفتم حداقل از شما اجازه بگیرم که نامردی نکرده باشم ... حالا هم یقمو ول کنین، از خیرش گذشتم

مرد خشکش زد ... همانطور که یقه جوان را گرفته بود، آب دهانش را قورت داد و زیر چشمی زنش را برانداز کرد ...


خدایا بفهمانم بی تو چه میشوم ، ولی نشانم نده
خدایا هم بفهمانم و هم نشانم بده که با تو چه خواهم شد ...

2

این مطلب را پسند کرده اند.

خدیجه خدیجه

بدون شرحححح..........

سنگر.jpg

5

این مطلب را پسند کرده اند.

خدیجه خدیجه

اولی: امسال روزه می گیری؟
دومی: آره اگه خدا بخواد...
اولی: منم میگیرم ولی آخه كدوم پزشكی این همه سختی رو برای بدن تأئید میكنه؟
دومی: همون كه وقتی همه پزشكا جوابت كردن برات معجزه میكنه . . .

8

این مطلب را پسند کرده اند.

خدیجه خدیجه

یک عمر قفس بست مسیر نفسم را


حالا که دری هست مرا بال و پری نیست
حالا که مقدر شده آرام بگیرم
سیلاب مرا برده و از من اثری نیست
بگذار که درها همگی بسته بمانند

وقتی که نگاهی نگران پشت دری نیست . . .

5

این مطلب را پسند کرده اند.

خدیجه خدیجه

سنگینی باری که خدا بر دوش ما می گذارد
به اندازه ای نیست که کمرمان را خرد کند.....
بلکه به اندازه ای هست
که ما را برای دعا به زانو درآورد......

4

این مطلب را پسند کرده اند.

خدیجه خدیجه

مردانگی آنجاست
جایی که پسر بچه ای
برای این که دوست فقییرش خوراکی
هایش رابخورد در بازی نقش فروشنده را بازی می کند.

1380054742799672_large.jpg

3

این مطلب را پسند کرده اند.

خدیجه خدیجه

کاش میشد بچگی را زنده کرد
کودکی شد ، کودکانه گریه کرد

شعر ” قهر قهر تا قیامت ” را سرود

آن قیامت ، که دمی بیش نبود
فاصله با کودکی هامان چه کرد ؟
کاش میشد ، بچگانه خنده کرد

5

این مطلب را پسند کرده اند.