*منتظرالمهدی*
مدت زمان عضویت: 2 سال و 8 ماه و 13 روز و 17 ساعت و 34 دقيقه قبل

حب الحسین رشته تحصیلی شـــماست دانشسرا... [درباره]

*منتظرالمهدی* *منتظرالمهدی*

5

این مطلب را پسند کرده اند.

*منتظرالمهدی* *منتظرالمهدی*

سلام خوبیدددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددد؟
جاتون خالی امروز رفتیم مرقد شهید حججی
عالی بود عالییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی

3

این مطلب را پسند کرده اند.

*منتظرالمهدی* *منتظرالمهدی*



گفتند شهید گمنامه

پلاک نداشت اصلا هیچ نشونه ای نداشت.....

امیدوار بودم روی زیر پیراهنی اش اسمش رانوشته باشد

نوشته بود :اگر برای خداست بگذار گمنام بمانم...

5

این مطلب را پسند کرده اند.

*منتظرالمهدی* *منتظرالمهدی*




♥ در مسلخ عشــق جز نکو را نکشند

روبه صفتان زشــت خو را نکشند

گر عاشــق صادقی ز مردن نهراس

مــردار بود هر آنکه او را نکشند ♥

2

این مطلب را پسند کرده اند.

*منتظرالمهدی* *منتظرالمهدی*



من دنیا را طلاق دادم...

خدای بزرگ ، مرا در آتش عشق و محبت سوزاند.

مقیاسها و معیارهای جدید بر دلم گذاشت و خواسته های عادی و مادی و شخصی در نظرم حذف شد.

روزگاری گذشت که دنیا و مافیها را سه طلاقه کردم و ازهمه چیز خود گذشتم.

از همه چیز گذشتم و با آغوش باز به استقبال مرگ رفتم و این شاید مهمترین و اساسی ترین

پایه پیروزی من در این امتحان سخت باشد...

2

این مطلب را پسند کرده اند.

*منتظرالمهدی* *منتظرالمهدی*




فدای تار مویی ز بچه های حسین

3

این مطلب را پسند کرده اند.

*منتظرالمهدی* *منتظرالمهدی*

خورشیدهای خاک نشین، یادشان بخیر
پل‌های آسمان به زمین، یادشان بخیر

با خون نوشته‌های «به مجنون خوش آمدید»

بعد از تقاطع دل و ایمان، یادشان بخیر

آن روزهای روشن و آیینه‌های صاف

شب‌های شور و رزم و کمین، یادشان بخیر

آن دسته دسته شاپرکانی که پر زدند

تا لمس شعله‌های یقین، یادشان بخیر

دستان رو به علقمه‌ی مانده روی خاک

پاهای بوسه داده به مین، یادشان بخیر

چندین هزار یوسف از اینجا گذشته‌اند

ما مانده‌ایم و آه و همین «یادشان بخیر»

حتی هنوز روشن و جاریست ردشان

این گوشه، پای نهر... ببین! یادشان بخیر


2

این مطلب را پسند کرده اند.

*منتظرالمهدی* *منتظرالمهدی*

بیا و سینه ما غرق شور کن آقا
ز کوچه های دل ما عبور کن آقا
همیشه یاد شهیدان به ذهنمان جاری است
تو را قسم به شهیدان ظهور کن آقا



2

این مطلب را پسند کرده اند.

*منتظرالمهدی* *منتظرالمهدی*

گره کور ظـــــــــــهور تو منم

که می دانم هر جمعه برای گناهانم خون گریه می کنی اما باز هم گناه می کنم

گره کور ظـــــــــــهور تو منم

که می دانم نگاهم می کنی اما در مقابل نگاه مهربانت گناه می کنم و دلت را می شکنم

گره کور ظـــــــــــهور تو منم

که می دانم چقدر غریبی اما من حتی اراده ترک یک گناه را برای کم شدن غربتت ندارم



2

این مطلب را پسند کرده اند.

*منتظرالمهدی* *منتظرالمهدی*

یٰا_زِیْنَبْـ
کلنا_عباسک_یا_زینب

مـَرْدی و مَرْدٰانِگی
بٰا تُوسْت اِی چٰادُرْ بِه سَرْ

بَعْدِ اَرْبٰابَمْـ حُسِیْن،
نِعْمَ الاَمیـریٖ عَمِه جٰان



2

این مطلب را پسند کرده اند.

*منتظرالمهدی* *منتظرالمهدی*


در این اضطراب بود که چطور با مادر خداحافظی کند و آن را تنها بگذارد و برود.

می دانست شاید نه به حتم که دیگربرگشتی در کار نیست و این،اولین و آخرین خداحافظی اوباشد.

به مادر نگاه کرد که سینی آب و قرآن در دست داشت و به تماشای او ایستاده بود.

به قد وبالای پسر رشیدش که حالا برای خودش مردی شده است مرد جنگی .

در فکر بود اینکه آخرین جملاتی که مادر به او خواهد گفت چیست؟مواظب خودت باش پسرم،

ایشالا جنگ زود تموم شه برگردی خونه ، اینقدر چشمم به این در میمونه تا برگردی ؟

،هر وقت تونستی مرخصی بگیر و زود بیا خونه ، اگه تونستی زنگ بزن خبری از خودت بده ،

یا اینکه میشه یه چند روز دیر تر بری جبهه و ...! با همین فکرها از زیر قران رد شد .

برگشت به سمت مادر و خداحافظی کرد .

مادر گفت : خداحافظ ، سلام مرا به حضرت زهرا (س) برسان.

5

این مطلب را پسند کرده اند.

*منتظرالمهدی* *منتظرالمهدی*

وقتی دلم به سمت تو مایل نمی‌شود
باید بگویم اسم دلم، دل نمی‌شود
. دیوانه‌ام بخوان که به عقلم نیاورند
دیوانه‌ی تو است که عاقل نمی‌شود.

3

این مطلب را پسند کرده اند.

*منتظرالمهدی* *منتظرالمهدی*

آقاے من

بنویس نام این گنہ ‌کارِ سیَہ رو را
کنار نام زُوّارَت
من مطمئنم
گر ببینم آن ضریحت را،
نخواھم ماند سَربارَت..

..




3

این مطلب را پسند کرده اند.

*منتظرالمهدی* *منتظرالمهدی*

5

این مطلب را پسند کرده اند.

*منتظرالمهدی* *منتظرالمهدی*

من به خواب کربلا هم

راضی ام....

3

این مطلب را پسند کرده اند.
این مطلب را بازنشر کرده اند.